آلبرت‌ انیشتین‌

آلبرت‌ انیشتین‌» در ۱۴ مارس‌ سال‌ ‌ ۱۸۷۹در شهر «اولهم‌» در ناحیه‌ ورتمبرگ‌ آلمان‌ متولدشد. یك‌ سال‌ بعد از تولد او خانواده‌ وی‌ از اولهم‌عازم‌ مونیخ‌ شدند. پدرش‌ «هرمان‌ انیشتین‌» كارخانه‌ كوچكی‌برای‌ تولید محصولات‌ الكتروشیمیایی‌ داشت‌ و باكمك‌ برادرش‌ كه‌ مدیر فنی‌ كارخانه‌ بود از آن‌بهره‌برداری‌ كرد. مادر انیشتین‌ «پائولین‌ كخ‌» یازده‌ سال‌ ازشوهرش‌ هرمان‌ جوان‌تر بود و پائولین‌ برای‌كمك‌ خرج‌ خانواده‌ ویولن‌ به‌ كودكان‌ ونوجوانان‌ می‌آموخت‌. آنها زمانی‌ به‌ مونیخ‌ رفتندكه‌ آلبرت‌ دو ساله‌ و خواهرش‌ «ماریا» تازه‌ به‌ دنیاآمده‌ بود. آلبرت‌ كودكی‌ اعجوبه‌ نبود، حتی‌مدت‌ زیادی‌ طول‌ كشید تا سخن‌ گفتن‌ راآموخت‌. پدر و مادرش‌ وحشت‌زده‌ بودند كه‌مبادا پسرشان‌ عقب‌ افتاده‌ است‌. اما وقتی‌ شروع‌به‌ سخن‌ گفتن‌ كرد بازهم‌ بچه‌ای‌ ساكت‌ بود. در نه‌سالگی‌ او را به‌ مدرسه‌ «لوئیت‌ پولد» مونیخ‌فرستادند، او در مدرسه‌ تنبیه‌ می‌شد زیرا خیلی‌كودن‌ به‌ نظر می‌رسید. ● تابعیت‌ سوییس‌ وی‌ در حالی‌ كه‌ پانزده‌ ساله‌ بود خانواده‌اش‌ به‌ایتالیا رفتند و آلبرت‌ در مدرسه‌ شبانه‌روزی‌ لوئیت‌ماند. شانزده‌ ساله‌ بود كه‌ نزد خانواده‌اش‌ كه‌ درسوییس‌ بودند رفت‌. آلبرت‌ به‌ پدر خود گفت‌:قصد دارد تابعیت‌ كشور آلمان‌ را ترك‌ گوید، اماپدرش‌ او را سرزنش‌ كرد. در هفده‌ سالگی‌ دیپلم‌خود را گرفت‌ و در شهر زوریخ‌ در رشته‌ ریاضی‌ وفیزیك‌ و در مركز صنعتی‌ فدرال‌ مشغول‌ به‌ تحصیل‌شد و در بیست‌ و یك‌ سالگی‌ فارغ‌ التحصیل‌ گردیداو بیست‌ و دو ساله‌ بود كه‌ تابعیت‌ سوییس‌ راپذیرفت‌ و یك‌ سال‌ بعد پدرش‌ درگذشت‌. در همان‌ زمان‌ در موسسه‌ای‌ كه‌ امتیاز ثبت‌اختراعات‌ را ارائه‌ می‌كرد استخدام‌ شد. وی‌ دربیست‌ و چهارسالگی‌ با «میلوا ماریك‌» كه‌ ‌ ۴ سال‌ ازاو بزرگ‌تر بود ازدواج‌ كرد و ثمره‌ ازدواجشان‌ دوپسر به‌ نام‌های‌ هانس‌ و ادوارد شد. ● فرزندان‌ انیشتین‌ هانس‌ ‌ ۶۹ سال‌ عمر كرد. او در رشته‌هیدرولوژی‌ تحصیل‌ كرد و در سال‌ ‌ ۱۹۵۲درگذشت‌. ادوارد نیز ۵۵ سال‌ عمر كرد. او دچار بیماری‌شیزوفرنی‌ شده‌ بود. گفته‌ می‌شود كه‌ آنها یك‌دختر به‌ نام‌ لیزرل‌ كه‌ دو سال‌ قبل‌ از ازدواجشان‌به‌ دنیا آمده‌ بود داشتند. البته‌ فرزند آلبرت‌ و میلوانبود بلكه‌ او را به‌ فرزند خواندگی‌ پذیرفته‌ بودند،كه‌ سرنوشت‌ او نامعلوم‌ است‌. آلبرت‌ بعدها در رشته‌ ریاضی‌ و فیزیك‌ دانشگاه‌برلین‌ تحصیل‌ كرد و در ۳۵ سالگی‌ ‌ (۱۹۱۱میلادی‌) استاد رسمی‌ این‌ دانشگاه‌ شد، گرچه‌ دراواسط تحصیل‌ خود در سال‌ ‌ ۱۹۰۸ میلادی‌نظریه‌ خمیدگی‌ نور در مقابل‌ خورشیدگرفتگی‌ رابیان‌ كرد كه‌ زیاد جدی‌ گرفته‌ نشد. با آغاز جنگ‌اول‌ جهانی‌ در سال‌ ‌ ۱۹۱۴، همسر آلبرت‌ او راترك‌ كرد و پس‌ از پایان‌ جنگ‌ رسما از او جدا شد.وی‌ در سال‌ ‌ ۱۹۱۳ میلادی‌ كتابی‌ در رابطه‌ با«نسبیت‌ عام‌» به‌ رشته‌ نگارش‌ درآورد كه‌ موردتاخت‌ و تاز صهیونیست‌های‌ اروپا قرار گرفت‌. امانكته‌ جالب‌ این‌ بود كه‌ وی‌ پس‌ از جدایی‌ از میلوابا زنی‌ شصت‌ ساله‌ به‌ نام‌ «الزا» كه‌ دو دختر ۲۰ و۲۲ ساله‌ داشت‌ ازدواج‌ كرد. انیشتین‌ در سال‌ ‌ ۱۹۳۰ میلادی‌ زمانی‌ كه‌پنجاه‌ و یك‌ ساله‌ بود، نظریه‌ میدان‌ گرانشی‌ ومیدان‌ الكترومغناطیسی‌ را ارائه‌ كرد و به‌ چاپ‌رساند و پس‌ از آن‌ به‌ آمریكا مهاجرت‌ كرد و درمركز صنعتی‌ كالیفرنیا به‌ تحقیق‌ و تدریس‌پرداخت‌. او مدتی‌ در دانشگاه‌ پرینستون‌ به‌تدریس‌ پرداخت‌ و سپس‌ به‌ برلین‌ بازگشت‌. در سال‌ ‌ ۱۹۳۳ آدولف‌ هیتلر رهبر حزب‌نازی‌ آلمان‌، قدرت‌ را در آن‌ كشور بردست‌ گرفت‌و او كه‌ با افكاری‌ مخالف‌ بود ابتدا به‌ انگلیس‌ وسپس‌ به‌ آمریكا مهاجرت‌ كرد. انیشتین‌ زمانی‌ كه‌ ‌ ۶۰ ساله‌ بود در سال‌ ‌ ۱۹۳۹در نامه‌ای‌ وقوع‌ جنگ‌ دوم‌ جهانی‌ را به‌«روزولت‌» گوشزد كرد و ساخت‌ بمب‌ اتم‌ را به‌ اوپیشنهاد كرد. این‌ در شرایطی‌ بود كه‌ وی‌ بعدها با این‌ اقدام‌مخالفت‌ كرد و همكار او «شوپنهاور» هم‌ اعلام‌داشت‌ كه‌ ساخت‌ اتم‌ تنها به‌ خاطر مصرف‌ در زمینه‌انرژی‌ برق‌ صورت‌ گرفته‌ است‌. وی‌ ‌ ۶۱ ساله‌ بودكه‌ تابعیت‌ آمریكا را پذیرفت‌، اما تابعیت‌ سوییس‌را از دست‌ نداد. وی‌ ‌ ۶۶ ساله‌ بود كه‌ بمباران‌اتمی‌ هیروشیما و ناگازاگی‌ صورت‌ گرفت‌، انیشتین‌در آن‌ زمان‌ بسیار غمگین‌ و افسرده‌ بود و مقامات‌آمریكایی‌ را مورد انتقاد قرار داد كه‌ از علم‌ اوبهره‌برداری‌ و سوء استفاده‌ كرده‌اند. انیشتین‌ در ۶۹ سالگی‌ و در سال‌‌۱۹۴۸میلادی‌ مقاله‌ تعمیم‌ نسبیت‌ عام‌ را بیان‌كرد، در سال‌ ‌ ۱۹۵۱ خواهرش‌ كه‌ دو سال‌ از اوكوچك‌تر بود درگذشت‌. در سال‌ ‌ ۱۹۵۲ به‌ اوپیشنهاد ریاست‌ جمهوری‌ آمریكا را دادند اما اونپذیرفت‌ و سرانجام‌ این‌ نابغه‌ فیزیك‌ در ۱۸آوریل‌ سال‌ ‌ ۱۹۵۵ در بیمارستان‌ شهر پرنیستون‌به‌ خاطر بیماری‌ قلبی‌ در ۷۶ سالگی‌ درگذشت‌. انیشتین‌ در روزهای‌ پایانی‌ عمر خود می‌گفت‌:آلمان‌ را به‌ این‌ خاطر ترك‌ گفتم‌ كه‌ احساس‌می‌كردم‌ آنها می‌خواهند از اتم‌ سوء استفاده‌ كنندو البته‌ یقین‌ داشتم‌ كه‌ این‌ كار را خواهند كرد، امااعتماد من‌ به‌ آمریكایی‌ها اشتباه‌ محض‌ بود. عكس‌هایی‌ كه‌ در این‌ دو صفحه‌ خواهید دیدمربوط به‌ زندگی‌ مردی‌ است‌ كه‌ به‌ او در دوران‌كودكی‌ لقب‌ «كودن‌» داده‌ بودند، اما پس‌ ازمرگ‌ «مغز» او را در موزه‌ای‌ درآمریكا نگهداری‌كردند. این‌ در شرایطی‌ است‌ كه‌ چندی‌ پیش‌ درمحل‌ تولد او اولهم‌ به‌ مناسبت‌ صد و بیست‌ وششمین‌ سالگرد تولد و شصتمین‌ سالگرد فوتش‌مراسمی‌ برگزار شد و از دانشمندان‌ نامی‌ جهان‌دعوت‌ به‌ عمل‌ آوردند   
نویسنده : raper ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٦