چرا نظر استیون هاوکینگ تغییر کرد؟

اگر ما به روند تکامل نظریه ی سیاه چاله ها از سال ۱۹۱۵ که اینشتین نظریه نسبیت را ارائه کرد تا سال ۲۰۰۴ که هاوکینگ نظر خود را تغییر داد توجه کنیم به نکات و سئوالات جالبی برخورد می کنیم. اگر ما به روند تکامل نظریه ی سیاه چاله ها از سال ۱۹۱۵ که اینشتین نظریه نسبیت را ارائه کرد تا سال ۲۰۰۴ که هاوکینگ نظر خود را تغییر داد توجه کنیم به نکات و سئوالات جالبی برخورد می کنیم. هاوکینگ نظر خود را در سال ۲۰۰۴ تغییر داد و اظهار داشت برخی اطلاعات از سیاه چاله ها خارج می شوند. وی سی سال قبل از آن تاکید کرده بود که اطلاعات از سیاه چاله ها خارج نمی شوند. احتمالاً برخی از مردم تصور می کنند که نظریه ریسمانها یا نظریه نسبیت یا مکانیک کوانتوم هاوکینگ را واداشته تا نظر خود را تغییر دهد، در حالیکه چنین نیست . حقیقت این است که نظریه دو بیگ بنگ الهام بخش هاوکینگ بود تا نظر خود را تغییر دهد. دکتر راج بالدویز Dr. Raj Baldev فرضیه خود را در سال ۲۰۰۳ تحت عنوان " دو بیگ بنگ جهان را آفرید" منتشر کرد و هاوگینگ ده ماه بعد نظر خود را در مورد سیاه چاله ها تغییر داد. دکتر راج بلادو کیهان شناس هندی توضیح می دهد که در سال ۱۹۱۵ اینشتین به تشریح این موضوع پرداخت که ماده و انرژی فضا را انحنا می دهند و یک سال بعد شوارتس شیلد نظریه سیاه چاله ها را با استفاده از معادلات اینشتین بسط داد. در سال ۱۹۶۵ راجر پنروز نظریه جدیدی مطرح کرد که طبق آن یک نقطه از فضا می تواند دارای چگالی بینهایت شود. در سال ۱۹۶۷ جان ویلر به تجزیه و تحلیل این موضوع پرداخت که چگونه یک ستاره به یک نقطه تکینگی فرو میریزد. درست دو سال بعد پنروز یک نظر جدید مطرح کرد که طبق آن تکینگی در ورای افق حادثه مخفی می شود. توصیح- افق حادثه مرز بین سیاه چاله و اطراف قابل رویت آن است. در سال ۱۹۷۳ هاوکینگ و ژاکوب بکنشتین به طراحی یک انتروپی پرداختند که یک نمونه اندازه گیری اطلاعات درون سیاه چاله است. دو سال بعد هاوکینگ اظهار داشت کوانتوم مکانیک چنین پیش گویی می کند که انرژی از داخل سیاه چاله می گریزد که به تابش هاوکینگ معروف است. نکته مهم در نظریه قبلی هاوکینگ به این مهم بر می گشت که براساس مدل وی سیاهچاله نوعی تابش که به نام تابش هاوکینگ معروف شده است را از خود بروز می دهد اما تمامی اطلاعاتی که این تابش ممکن است به همراه خود از درون سیاه چاله به بیرون بیاورد، براثر خواص بنیادی سیاه چاله ها نابود می شود. این مسله با اصول مکانیک کوانتومی در تناقض آشکار بود. در سال ۱۹۹۶ آندریو استرومینگر و کامران وفا با استفاده از نظریه ریسمانها به محاسبه ی انتروپی سیاه چاله ها پرداختند وبه همان جواب هاوکینگ رسیدند. در سال ۲۰۰۴ فیزیکدانان با توجه به نظریه ریسمانها و کوانتوم مکانیک به محاسبه پرداختند و نشان دادند که اطلاعات می تواند از سیاه چاله ها بگریزد و هاوکینگ نتیجه را پذیرفت. دکتر راج بلادو می گوید : من در نظریه " دو بیگ بنگ جهان را آفرید" یک فرمول برای سیاه چاله ها دادم که گامهای بسیار بالاتری از تمام پیشگویی های فیزیکدانان و کیهان شناسان برداشته است. یک منظر جالب در نظریه سیاه چاله ها حاوی یکی از رموز بزرگ آفرینش است. در یک طرف میدان قوی گرانش همه چیز را می بلعد و در طرف دیگر مسئول تولید و آفرینش سایر اجسام نظیر منظومه ی شمسی هستند. نقطه ی آغاز تغذیه گازهای سبک از جمله هیدروژن و اکسیژن است . دکتر راج بلادو چنین ادامه می دهد : ممکن است من اشتباه کنم، اما هیچ نظریه ای نمی تواند مانند نظریه دو بیگ بنگ به توضیح این پدیده بپردازد. تمام اطلاعات در مورد سیاه چاله ها که توسط دانشمندان و کیهان شناسان مختلف داده می شود، جواب ویژه ای ندارد، اما نظریه دو بیگ بنگ دارای جواب ویژه است. بنابر ادعای دکتر راج بالادو هیچ کس در جهان ادعا نمی کند که تنها سیاه چاله ها به تخریب ماده ودر عین حال به تولید سلیر اجسام نظیر منظومه شمسی می پردازند و ستاره ها و سیارات را شکل می دهند. اما نظریه دو بیگ بنگ نشان می دهد که سیاه چاله ها نه تنها ماده را تخریب می کنند، بلکه به تولید ستاره ها می پردازند. دکتر راج بلادو ادعا می کند : اینجا احتمال زیادی وجود دارد که هاوکینگ از نظریه دو بیگ بنگ الهام گرفته باشد. این بحثی است که دکتر راج بلادو مطرح کرده است. اما نظریه سی. پی. اچ. نه تنها نحوه ی پیدایش سیاه چاله ها را نشان می دهد، بلکه میزان رشد، نحوه ی فرار اطلاعات از سیاه چاله، بلعیدن گرانش توسط سیاه چاله و سرانجام پییدایش سیاه چاله های مطلق که حتی آثار گرانشی بروز نمی دهند و سرانجام علت انفجار آنها را توضیح می دهد. منبع :http://groups.yahoo.com/group/Farsi_cph   
نویسنده : raper ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٦